
میشه پروانه بود و به هر گلی نشست
***********
واقعیت است جاذبه تو
از بس جذابی
************
دلم غرق تماشا بود، رفتی / میان اشک و آه و دود رفتی
************
من و یاد تو و یک سینه تنگ
شبی تار و سه تاری خسته آهنگ
مزن ای دوست بر آیینه ات سنگ . . .
*************
گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ،
*************
بجز دستت ندارم یار دیگر / بجز آیینه بازی کار دیگر
چو بستی چشم را آیینه بشکست / نگاهم کن فقط یک بار دیگر . . .
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعی